X
تبلیغات
كانون مشاوره دانشگاه آزاد اسلامي قشم - بررسی تاثیر آموزش تمرین ذهنی بر روی پیشرفت توانش های حرکتی دانش آموزان نابینا

جمعه یازدهم تیر 1389

بررسی تاثیر آموزش تمرین ذهنی بر روی پیشرفت توانش های حرکتی دانش آموزان نابینا

مقدمه   

 بشر پیوسته از آغاز زندگی با اشکال مختلف یادگیری در ارتباط بوده و دائماً در حال یادگیری است. به طوری که بدون آن زندگی در هر اجتماعی غیرممکن است. یادگیری حرکتی دقیقاً اساس زندگی و فعالیت انسان را تشکیل می‌دهد و به معنی کسب یک توانش یا بازآموزی آن با استفاده از تمرین می‌باشد (دی سی تی،[i] 1996).

 در ارتباط با کسب توانش‌های حرکتی شیوه‌های تمرینی زیادی وجود دارد. در این خصوص یکی از شیوه‌های مطرح شده"تمرین ذهنی[ii]" است. تمرین ذهنی به عنوان بازسازی یک الگوی حرکتی در ذهن مطرح است. در تحقیقات متعددی تمرین ذهنی به عنوان یک شیوه مؤثر در افزایش توانش حرکتی به اثبات رسیده است (فلتز و لندرز[iii] 1983،درزیکل و همکاران[iv]، 1994).

  تصویرسازی ذهنی به طور ساده عبارتست فرآیندی که فرد از طریق آن صحنه‌ها یا تصاویری را در ذهن خود می‌بیند و حس می‌کند (گلین سی و همکاران،[v] 1382).

 

با وجود اینکه چند دهه از ابداع تمرینات ذهنی از روش‌های مؤثر در توسعه و بهبود توانش های حرکتی می‌گذرد. با این حال هر روز یافته‌های جدیدی در این خصوص ارایه می‌شود و رویکردهای مختلفی از تمرین ذهنی مورد مطالعه قرار می‌گیرد.بررسی‌های انجام گرفته در چند  دهه اخیر از یک سو نشان داده است که تمرین ذهنی مشابه تمرین فیزیکی سبب پیشرفت توانش‌های حرکتی شده است (فلتز و لندرز، 1983). از سوی دیگر مشخص شده است که همان مکانیسم‌هایی که در یادگیری با تمرین فیزیکی شرکت دارد در طی تمرین ذهنی فعال می‌شوند (بونت ام و همکاران[vi]، 1997).

یاگوز[vii] (1998) در بررسی خود دریافت که تمرین ذهنی به همان اندازه ی تمرین فیزیکی در یادگیری توانش حرکتی مؤثر بوده است. امروزه تعداد زیادی از روان‌شناسان شناختی برای نیل به اهداف موردنظر از تمرین ذهنی سود می‌جویند.

گريوس[viii](1992) نیزدر پژوهش‌هاي خود را با تكیه بر نظريه‌ي شناختي اظهار مي‌كند كه تمرین   ذهنی تاثیر شناختی زیادی بر دستگاه حافظه داشته و فرآ‌يند پاسخ را كارآمد‌تر مي‌كنند.

ساربرگ[ix] (1995) در بررسی خود اثر تمرین ذهنی را بر روی توانش پرتاب کردن در چهل  نوجوان  عقب مانده ی خفیف مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که کاربرد توأمان تمرین ذهنی و تمرین فیزیکی بیشترین کارایی را بر روی یادگیری حرکتی این افراد دارد.

همچنین پورتا و ساربرگ[x] (1995) نشان داده‌اند که افراد مسن با عقب‌ماندگی خفیف می‌توانند از تمرین ذهنی در اکتساب توانش‌های حرکتی بهره‌مند شوند.

  استفاده از تمرین ذهنی، نتایج قابل توجهی را در باز شناسی، کسب و تعمیم توانش حرکتی دارد(رومرو وهمکاران[xi]، 1990). بوهان و همکارانش[xii] (1999) نشان دادند که تمرین ذهنی در مراحل اولیه یادگیری بیشترین تأثیر را دارد. آنها ارتباط معکوسی بین تجارب اولیه و میزان تأثیرگذاری تمرینات ذهنی بدست آوردند. امروزه تصویرسازی ذهنی به دلیل کاربرد آن برای اهدافی مانندکمک به یادگیری، بهبود توانش حرکتی،‌افزایش توانش‌های روانی همچون کنترل اضطراب، تنظیم و تعدیل فشارهای روانی، افزایش تمرکز و اعتماد به نفس مورد توجه بسیاری از مربیان و کسانی که در روانشناسی ورزش عمل می‌کنند قرار گرفته است(وینبرگ آراس و گولددی[xiii]، 2003). به طوری کلی، تمرین ذهنی یادگیری توانش‌های جدید را تسریع وبه اصلاح مشکلات حرکتی کمک می کند،اکنش‌های ذهنی را بهبود می‌بخشد، خودآگاهی و آگاهی از نشانه‌های حرکتی مهم را افزایش می‌دهد و تمرکز و اطمینان را زیاد می‌کند.

    ون ليرد و همكاران[xiv] (2005) در پژوهشي تحت عنوان نقش تجارب بينايي بر روي تصوير‌سازي در افراد نابينا بيان مي‌‌كنند كه تصوير‌سازي ذهني نقش مهمي را در زندگي روزمره و حل بسياري از مشكلات نابینایان دارد و اين عمل مي‌تواند فعاليت های مختلف شناختي نظیر حافظه، استدلال فضايي، كسب توانش‌ها و درك و مهم زبان را موجب گردد. همچنين، وي معتقد است كه كساني كه در سالهاي اوليه زندگي دچار نابينايي می شوند هم مي‌تواند به اندازه سایر افراد عادی قادر به تصوير‌سازي باشند.لازم به ذکر است که سایر محققان نیز(مارمور ‌وزاباك[xv] 1976، كارنپنتر و اسينبرگ[xvi]1978 )در پژوهش های خود این یافته را تاییدنموده اند.

 جهت یابی و انجام توانش های حرکتی در افراد نابینا به صورت آرام رشد می‌کند ونیاز به آموزشهای فراگیر دارد.. تمرین ذهنی می‌تواند نقش مهمی را در زندگی روزانه، و حل بسیاری از مشکلات در افراد نابینا داشته باشد . شود (ون لیرد و همکاران، 2004).

 پژوهش متعدد دیگری نظیر، اوردرف و همکاران (2004)، فری (2003) مالدر و همکاران (2004)، جکسون و همکاران (2004) بوهان و همکاران (1999)، حاکی از اثربخشی تمرین ذهنی برروی توانش‌های حرکتی می‌باشند و نشان دهنده تأثیر مثبت تمرین ذهنی برروی توانش‌های حرکتی می‌باشند.

    در مجموع تمرین ذهنی به خاطر کاربرد راحت و عدم نیاز به فضا و تجهیرات ورزشی خاص و عدم خستگی جسمانی به عنوان یکی از روش‌های تمرینی مناسب برای توسعه و بهبود توانش‌های حرکتی در افراد،به خصوص در نابینایان  که به نظر می رسد بیشتر از تصویر سازی استفاده می کنند ، محسوب می گردد.

     بنابراین، با توجه به مبانی نظری موجود در زمینه نقش تمرین ذهنی در توسعه و بهبود توانش های حرکتی دانش آموزان نابینا وبا توجه به ادبیات پژوهشی موجود در این زمینه،محققان در پژوهش حاضر بر آن شده اند تا از طریق بررسی اثر بخشی تمرین ذهنی بر توانش های حرکتی دانش آموزان نابینا به اعتبار یابی نظریه ها و پژوهش های مرتبط با این امر کمک نماید.از اینرو،محققان در این پژوهش در صدد فراهم نمودن پاسخ  تجربی به سوال های زیر بر آمده اند:

سوال های پژوهش

1- آیا آموزش توانش‌های تمرین ذهنی باعث افزایش عملکرد وپیشرفت در توانش حرکتی دانش آموزان نابینا می‌شود؟

2-آیا بعد از گذشت یک ماه باز هم گروه آزمایش عملکرد بهتری در توانش های حرکتی دارد؟

3- آیا آموزش توانش‌های تمرین ذهنی در بهبود تصویر سازی حرکتی دانش آموزان نابینا تاثیر دارد؟

متغیر ها

- متغیر مستقل: آموزش توانش تمرین ذهنی متغیر مستقل می‌باشد.

- متغیر وابسته: نمره آزمودنی‌ها درمقیاس رشد حرکتی لینکلن-اوزرتسکی وپرسشنامه ارزیابی تصویرسازی حرکتی[xvii] ) (VMIQمتغیر وابسته می‌باشد.

- متغیر کنترل: دانش آموزان پسر، دوم راهنمایی ، دانش‌آموزان نابینا – شهر تهران – سن

روش

آزمودنی ها: جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر نابینا مقطع دوم راهنمایی شهر تهران در سال تحصیلی(86-85)تشکیل می دهند.از جامعه آماری تعداد 20نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده (10نفر گروه کنترل و 10نفر گروه آزمایش) انتخاب شدند. کسانی را که نیمه بینا و فاقد تصویر سازی بودند از نمونه حذف گردید.

برنامه مداخله‌ای

پس از انتخاب اولیه نمونه آماری، در مرحله اول توانایی تصویرسازی ذهنی همه افراد با استفاده از پرسشنامه‌ی ارزیابی تصویرسازی حرکتی ( VMIQ) ، مورد ارزیابی قرار گرفتند و افرادی که فاقد توانایی تصویرسازی حرکتی بودند از گروه حذف شدند.

پس از اینکه نمونه آماری معین گردید. در مورد آزمون لینکلن-اوزرتسکی توضیحات اولیه داده ‌شد و پس از آن پیش آزمون مربوط به توانش حرکتی  اجرا گردید و نمرات آزمودنی ها را ثبت شد و سپس به گروه آزمایش آموزش تمرین ذهنی داده شد.

گروه آزمایش،آموزش تمرین ذهنی را براساس مدلی که زانگ – لی و همکاران (1992) در تحقیق خود ،که برروی افراد 10-7 سال آموزش داده‌اند،در مدت 6 هفته دریافت کردند که در زیر خلاصه این بر نامه آورده می شود.

در هفته اول برنامه،توضیحاتی در مورد اثرات تمرین ذهنی، تأثیرات عملی و تکنیک‌های تمرین ذهنی توضیحاتی را ارایه گردید. این مطلب سه جلسه 30دقیقه ای به طول انجامید تا ذهن افراد برای انجام این کار آماده شود..

 در هفته دوم و سوم توانش‌های اساسی آرام‌سازی و نحوه به کارگیری آن با استفاده از مدل جاکوبسن آموزش داده شد.ارائه مطلب فوق 6 جلسه 30 دقیقه ای به طول انجامید..

در هفته چهارم در خصوص نحوه استفاده از تمرین ذهنی در زمینه توانش های حرکتی آموزش داده شد.به آزمودنی ها آموزش داده شد که تمام مراحل حرکت های آموزشی را در ذهن خود مرورنمایند و فکر کنند که در حین انجام عمل توانش حرکتی می‌باشند. در این مورد تمرینات زیادی مطرح است که به آنها آموزش داده شد.

از آزمودنی ها خواسته شد تا آنچه را که هنگام اجرای واقعی حرکتی لمس می‌کنند تصور کنند و تمام حس‌های فیزیکی و هیجانی را که در حالت اجرای واقعی حرکت تجربه می‌کند تصور نمایند. جلسات این هفته نیز سه جلسه به طول انجامید.

  در هفته پنجم به مدت 2جلسه به تکرار آموزش تمرین ذهنی پرداخته شد و در جلسه آخر این هفته به آنها آموزش داده شد که آنچه را در جلسه تصویرپردازی ذهنی رخ می‌دهد به صورت شفاهی گزارش دهند.

 هفته ششم: شامل مرور سلسله جلسات و تمرین و آموزش دوباره توانش ها به صورت گذرا  بود. و به آزمودنی ها گفته شد در هفته آینده از آن ها آزمون به عمل خواهد آمد و به گروه کنترل نیز گفته شد شد که آنها نیز در هفته آینده باید مورد آزمون قرار بگیرند در ضمن پس از یک ماه دیگر این آزمون تکرار شد.

.

ابزارپژوهش

    مقیاس رشد حرکتی لینکلن-اوزرتسکی به عنوان ابزار پژوهش موراستفاده قرار گرفته شد .این مقیاس به منظور ارزیابی توانایی حرکتی کودکان سنین 5تا14سال طراحی شده است.تامسن در سال 1955درتحلیل آماری این آزمون روی 211پسر 5/7تا5/11ساله دریافت که تقریباً برای هر 20 واریانس تنها یک عامل مشترک گزارش شده است .همبستگی سن با این عامل 70درصد است .در مطالعه دیگری کری(1954)  یک همبستگی 68 درصدی بین پایه تحصیلی و37 درصد همبستگی بین سنی گزارش شد.او با 3 آزمون مربوط توانایی حرکتی ظریف همبستگی های 24،32،37درصدی راپیدا کرد.

ابزار دیگر این پژوهش پرسشنامه تصویر سازی حرکتی (VMIQ)است .این پرسشنامه تصور فرد را از انجام فعالیت های حرکتی توسط وی نشان می دهد وحالت تصویر بر اساس وضوح نمره گذاری می گردد.حمایت طلب(1384) در پژوهش خود روایی این ابزار را 82/ وپایایی آن را 87/ گزارش کرده است .   

 

 

یافته های پژوهش

   برای پاسخ به سوال اول و دوم این پژوهش  یعنی اینکه گروهی که آموزش توانش‌های تمرین ذهنی تمرین ذهنی را دریافت می کنند عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل در توانش های حرکتی دارند، وبعد از گذشت یک ماه عملکرد بهتر خود را حفظ می کنند،میانگین های دو گروه (آزمایش و کنترل )را در شرایط پیش آزمون ،پس آزمون یک وپس آزمون دو مورد مقایسه قرار دادیم که در جدول شماره یک آمده است.

جدول 5-میانگین وانحراف معیار نمره های توانش حرکتی در دو گروه در سه شرایط پیش آزمون،پس آزمون یک و پس آزمون دو  

آزمون

گروه

پیش آزمون

پس آزمون یک

پس آزمون دو

 

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

کنترل

9/77

92/2

2/78

61/2

5/78

67/2

آزمایش

1/78

68/2

1/90

69/3

7/89

52/3

 

همانطور که نتایج جدول بالا نشان می دهدمیانگین گروه های آزمایش و کنترل در پیش آزمون تفاوت چندانی ندارد(1/78در مقابل 9/77).اما میانگین نمرات پس آزمون یک و پس آزمون دوم در این دو گروه تفاوت بارزی داشتند،که این نشانگر این است که گروهی که آموزش دیده اند عملکرد بهتری داشتند.

به منظور بررسی معناداری تفاوت دو گروه از روش طرح اندازه گیری مکرر استفاده شد که نتایج آن در جدول شماره دو آمده است.

 

  جدول شماره2-نتایج تحلیل واریانس همرا با اندازه گیری مکرر برای بررسی اثرات گروه وتکرار آزمون در توانش های حرکتی

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

 

 

سطح معناداری

اثر گروه

81/904

1

81/904

07/38

001/

خطا

76/427

18

76/23

 

 

اثرتکرار آزمون

233/500

2

250

84/119

001/

تعامل گروه باتکرارآزمون

63/430

2

31/275

16/103

001/

 

همانطور که نتایج جدول بالا نشان می دهد تفاوت بین دو گروه با توجه به مقدار fبین آزمودنی 07/38در سطح 001/ p< معنادار است.و با توجه به جدول شماره یک مشخص می شودکه نمره گروه آزمایش بیشتر از کنترل می باشد.اثر تکرار (شرایط پیش آزمون و پس آزمون)با مقدار fبرابر با 84/119در سطح001/  p< نشان می دهد که تفاوت پیش آزمون و پس آزمون معنادار است و با توجه به جدول یک مشخص می شود که نمرات پس آزمون به طور کلی از نمرات پیش آمون بالاتر است .اثر تعاملی (گروه و آزمون )با مقدار fبرابر 16/103و در سطح001/  p< نشان از تفاوت معنادار است.در نتیجه تعامل شرایط (تکرار)در گروه وجود داشته است و پس آزمونها به یک اندازه در دو گروه افزایش پیدا نکرده است،در چنین شرایطی این سوال مطرح می شود که در کدام گروه پس آزمونها بیشتر از گروه دیگر بوده است.به نگاهی دیگر به جدول شماره یک متوجه می شویم که پس آزمون گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل بوده است .یعنی آموزش ها منجر به افزایش نمره توانش حرکتی در گروه آزمایش شده است.

برای آزمودن فرضیه سوم یعنی اینکه گروه آزمایش نمره بهتری در تصویر سازی حرکتی پس از آموزش نسبت به گروه کنترل به دست آوردند ،میانگین های دو گروه را در شرایط پیش آزمون و پس آزمون مورد مقایسه قرار دادیم شماره 3آمده است.

 

 

 

 

 

                   جدول3-میانگین و انحراف معیار نمره های تصویر سازی حرکتی دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون

پس آزمون

پیش آزمون

 

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

میانگین

گروه

77/3

5/33

89/3

4/40

آزمایش

41/3

9/40

62/3

3/41

کنترل

 

    همانطور که نتایج جدول بالا نشان می دهدمیانگین گروه های آزمایش و کنترل در پیش آزمون تفاوت  چندانی ندارد اما در پس آزمون میانگین گروه آزمایش بهتر  از گروه کنترل است(5/33در مقابل 9/40)قابل ذکر است که نمره کمتر با توجه به نمره گذاری این مقیاس نشانگر عملکرد بهتر می باشد.

به منظور بررسی معناداری تفاوت دو گروه با توجه به شرایط(پیش آزمون وپس آزمون)از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرراستفاده شد که نتایج در جدول 4آمده است.

 

 جدول شمار4-نتایج تحلیل واریانس همرا با اندازه گیری مکرر برای بررسی اثرات گروه وتکرار آزمون در تصویر سازی حرکتی

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

 

 

سطح معناداری

اثر گروه

06/416

1

06/416

95/9

001/

خطا

33/752

18

79/41

 

 

اثرتکرار آزمون

23/202

2

11/101

07/121

001/

تعامل گروه باتکرارآزمون

03/143

2

51/71

63/85

001/

 

   همانطورکه نتایج جدول بالا نشان می دهد تفاوت بین دو گروه با توجه به مقدار fبین آزمودنی 95/9در سطح 001/  p< معنادار است و با توجه به نتایج جدول3 مشخص می شود که گروه آزمایش نمره بهتری در تصویر سازی حرکتی دریافت نموده اند. اثر تکرار (شرایط پیش آزمون وپس آزمون)با مقدار f برابر 07/121در سطح001/  p< نشان می دهد که تفاوت پیش آزمون و پس آزمون معنادار است که این را می توان در جدول شماره 3 مشاهده نمود.اثر تعاملی (گروه و آزمون)با مقدار f برابر با 63/85 در سطح001/p<   بیانگر تفاوت معنادار است .در نتیجه تعامل شرایط (تکرار)در گروه وجود داشته است و با توجه به جدول 3 مشخص می شود که گروه آزمایش عملکرد بهتری داشته اند.

 

بحث ونتیجه گیری

 استفاده از تمرین ذهنی وسیله مناسبی برای نیل به آرامش روانی و تحقق یافتن یادگیری و اجرای موفق یادگیرنده است و در کل تغییرات مناسبی را در رفتار حرکتی ایجاد می‌کند. تصویرسازی در واقع قابلیتی نهفته در وجود انسانها است که می‌بایست آنرا پروراند و به حد کمال رساند(رحمانی نیا،  1382).

  نتایج این پژوهش مبین آن است که آموزش تمرین ذهنی باعث پیشرفت توانش های حرکتی در دانش آموزان نابینا می گردد.در واقع گروهی که آموزش تمرین ذهنی دریافت کرده بودندبه طور معناداری نمره بالاتری را در توانش های حرکتی نسبت به آن دسته از آموزش دریافت نکرده بودند به دست آوردندو این عملکرد بهتر را بعد از یک ماه حفظ کرده بودند.این یافته با پژوهش های زیر دارای همسویی می باشد.

    یاگوز وهمکارانش(1998)اظهار کردند که باوجود گزارش های ضد ونقیض در خصوص میزان تاثیر گذاری تصویر سازی حرکتی بر یادگیری توانش های حرکتی،در این موضوع اتفاق نظر عمومی وجود دارد که تصویر سازی حرکتی منجر به پیشرفت در عملکرد می شود،به ویژه موقعی که با تمرین فیزیکی تلفیق شود .

    دیجکرمن و همکارانش[xviii] (2004) تأثیر تمرین ذهنی را درعملکرد حرکتی بیماران ضربه مغزی بررسی کردند. آنها از سه شیوه تمرین تصویرسازی حرکتی، تصویرسازی غیرحرکتی (دیداری) و تمرین بدنی استفاده و نشان دادن که تمام شیوه‌های تمرینی مورد استفاده در توانش‌های حرکتی تمرین شده تأثیر مثبت داشتند. با این حال گروهی که به تصویرسازی حرکتی تمرین کرده بودند، پیشرفت بیشتری از خود نشان دادند.

      در یک مطلعه تونی و همکاران(2006)تحت عنوان «تمرین ذهنی و یادگیری حرکتی کارهای حرکتی اساسی در درافراد بزرگسال»ابتدا نمره حرکتی این افراد را به دست آوردند وسپس به مدت 48 ساعت گروه آزمایش را در 4آیتم تمرین ذهنی دادند،آن ها در یافتند گه گروه آزمایش به طور معناداری نمره بالاتری را نسبت به گروه کنترل در پس آزمون حرکتی به دست آوردند.   

      در یک فرا تحلیل درزیکل[xix]،کوپر[xx] ،مورن[xxi] (1994)در یافتندکه استفاده از تمرین ذهنی تاثیر متوسط ومعناداری را در عملکرد در توانش های حرکتی دارد(ملانی و کریگ[xxii]،2005).

زانگ لي وي و همكاران[xxiii] (1992) در مقاله‌اي تحت عنوان اثر تمرين تصوير‌سازي ذهني بر روي پيشرفت عملكرد در بچه‌ي‌ها10- 7 ساله افزايش معناداري را در توانش حركتي با آموزش تمرين ذهني در مقايسه با آموزش از طريق يك فيلم ویدئویی مشاهده كردند .

نتایج تحقیقات کامینگ وهال[xxiv](2002)،هال(2002)هیل وهمکارانش[xxv] (2003)،ساندرز وهمکارانش[xxvi])2004) به طور جداگانه نشان دادند که تمرین ذهنی باعث پیشرفت در یادگیری حرکتی می شود. نتایج این تحقیقات با پژوهش حاضر همخوانی دارد.

. حمايت طلب (1384) در پزوهشي تحت عنوان بررسي تأثير شيوه‌هاي مختلف تمرين فيزيكي و ذهني بر اكتساب يادداري، و انتقال توانش حركتي دانش‌آموزان سالم و عقب‌مانده ذهني دريافت كه آموزش شيوه هاي مختلف تمرين ذهني بر روي افراد عقب‌مانده تاثير مثبتي را روي توانش حركتي اين افراد دارد و همچنين دريافت كه بين شيوه هاي تمرين ذهني و فيزيكي دراكتساب و يادداري و انتقال توانش‌هاي حركتي در هر دو دسته از آزمودني‌ها تفاوت معنا‌داري مشاهده شد.

بدون شک یافته حاضر را می توان در چهارچوب نظریه های مختلف تبیین نمود.

    در مورد اثر بخشی تمرین ذهنی تبیین های زیادی ارایه شده است،تبیینی که هم اکنون پذیرفته شده است این است که،تصویر سازی در تشکیل طرح ذهنی عمل[xxvii] که برای ایجاد یک برنامه حرکتی در سیستم اعصاب لازم است،به فردکمک می کند،سپس طرح ذخیره شده به عنوان راهنمایی برای اجرای مجدد توانش در آینده ،عمل می کند(گلین سی وهمکاران، 1382).   

برطبق نظریه روانی - عصبی - عضلانی[xxviii] که توسط کارپنتر[xxix] (1894) ارایه شده است ، تصویرسازی ذهنی به خاطر فعال ساختن الگوهای عصبی عضلانی، یادگیری توانش‌های حرکتی را تسهیل می‌کند(وینبرگ ، 2003). این نظریه ادعا می‌کند که تصویر روشن از وقایع یا رفتارها، پاسخ‌های عصبی – عضلانی شبیه به تجارب واقعی ایجاد می‌کند. به این ترتیب که تصورات ایجاد شده در ذهن باید تکانه‌ها را برای توانش تصور شده به عضلات منتقل می‌کند(مارتینز،1373 ).

 

برطبق  نظریه یادگیری نمادین[xxx] ساکت[xxxi] (1934) تصویرسازی به توسعه سیستم الگوهای ذخیره شده حرکتی کمک می‌کند. براساس این نظریه تصویرسازی از طریق ایجاد یک پیش‌نگار یا روان بنه ذهنی موجب شکل‌گیری یک برنامه حرکتی در سیستم اعصاب مرکزی می‌گردد (وینبرگ، 2003). به نظر می رسد این نظریه در مورد افراد نابینا مصداق بیشتری دارد و با یافته تحقیق همسویی بیشتری داشته باشد.

نتایج این پزوهش نشان دادکه آموزش تمرین ذهنی به گروه آزمایش باعث بهبود تصویر سازی حرکتی نسبت به آن دسته که آموزش تمرین ذهنی دریافت نکرده بودند شد.

    مارتین وهمکارانش[xxxii] (2006)نشان داند که تمرین ذهنی باعث ایجاد روان بنه حرکتی می گرددو از این طریق به بهبود تصویر سازی حرکتی کمک می کند.این  یافته با پژوهش فعلی مطابقت دارد.

البته ناگفته نماند در مورد این فرضیه تحقیقات چندانی صورت نگرفته است.

پیشنهادهای راهبردی

از آنجا که بیشتر افراد نابینا از لحاظ حرکت وتعادل دارای مشکلاتی می باشند ،تمرین ذهنی در ایجاد تعادل، تمرکز و کاهش تنش و روان تنیدگی می تواند بسیار مفید باشد .اما به لحاظ حرکتی نکته ای که نباید فراموش گردد این است که بهتر است ما تمرین ذهنی را همراه با تمرین فیزیکی به کار ببریم .ما می توانیم تمرین ذهنی رابه گروه های دیگر افراد که در توانشهای حرکتی وانجام حرکات جسمانی دارای مشکلاتی می باشند بیاموزیم تا از این طریق بتوانند به بهبود توانش های خود کمک کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

پي نوشت ها

[1]- Decety j

2 -Mental practice

3 -Feltz and lenderz

4 -Deriskle et al

5 -Glyn .c et al

6- Bonnet .M et al

7- Yaguez

8-Grouis .G

9- Surburg PR

10- Porreta and surburg

11-Romero etal

12 -Bohan et al

13- Weinberg Rs and Guld D

14-Vanlierd et al

15-Marmor and zabak

16- Carpenter and Eisenberg

17- Vividness of movement imagery questionnaire

18-Dijkerman DC et al

19- Driskell

20 -Copper

21-Moran

22-Melanie and Craig

23-Zhang li-wei et al

24-Cumming and Hall

25-Hale et al

26 -Sanders et al

27- Mental blueprint of the action

28- Psycho neuromuscular theory

29 - Karpenter

30-Symbolic learning theory

31- Sackett

[1]-32-Martin et al

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ فارسی

حمایت طلب،رسول (1384 بررسی تاثیر شیوه های مختلف تمرین فیزیکی وذهنی بر اکتساب ،یادداری و انتقال توانش حرکتی دانش آموزان سالم وعقب مانده ذهنی ، پايان نامه دوره دکتري دانشکده تربیت بدنی دانشگاه  تهران

 

رحمانی نیا، فرهاد(1382)مبانی وکاربرد یادگیری حرکتی،چاپ اول ، تهران :انتشارات بامداد

 

گلین، س .کوین،س. سینتیال،پمبرتن. (1382)،آموزش روانشناسی ورزشی –راهنمای عملی برای درک مفاهیم اساسی روانشناسی ورزشی،ترجمه:محمد کاظم واعظ موسوی ومعصومه شجاعی، تهران: ،انتشارات رشد

 

مارتنز ،رینر(1373)،روانشناسی ورزشی –راهنمای مربیان ،ترجمه: محمد خیبری، تهران : انتشارات کمیته ملی  المپیک جمهوری اسلامی ایران .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ خارجی  

 

Bohan, M. Pharmer, JA .Stokes, AF.(1999),when does imagery practice enhance performance on a motor task?, Perceptual and motor skills, 88(2):651-658.

 

Bonnet, M. Decety,J. Jeannerod, M. Requin, J. (1997),Mental simulation of an action modulates the excitability of spinal reflex pathways in man ,Cognition  brain research, 5(3):221-228.

 

Campos,A.(2004), The vividness of imagery in a person who has been blind for three Years, journal of Visual impairment & Blindness , 98,(5)

 

Cumming,J. Hall,C.(2002).Deliberate imagery skills in competitive athletes, journal of sports sciencs,20(2):137-145

 

Decety, J.(1996),The neurophysiologic basis of motor. Imagery, Behavioral brain research, 77(1-2):45-52

 

Deriskle. JE. Copper,C. Morgan A. (1994),Does mental practice enhance performance? , Journal of applied psychology, 79:481-492.

 

Dijkerman,HC. Letswaart,M. Johnston,M. Mac Walter, RS(2004),Does motor imagery training improve hand function in chronic stroke patients? A pilot study, Clinical rehabilitation, 18 (5):538-549.

 

Feltz,DL. Landers, DM. (1983). The effects of mental practice on motor skill learning and performance: A meta-analysis, Journal of sport psychology, 5:25-57.

 

 

Grouis,G.(1992).Mental practice; a review. Journal of sport Behavior.15 (1):42-59.

 

Hale,BS.Raglin,JS.Koceja,DM.(2003).Effects of mental imagery of a motor task on the hoffman reflex, behavioral brain research,142(1-2):81-87

                                      

 

Hall, JC. (2002). Imagery practice and the development of surgical skills, American journal of surgical research, 184(5):456-47

 

Martin,L.  Ulrike, H.(2006).Motor imagery ,Journal of physiology –Paris,   99,386-395

 

Melanie,G.Craig,H(2005).The Imagery ability ,Imagery Use, and Performance Relationship, The sport  psychologist ,19,93-99

 

Niaman,T.Kelly,B. Blakely,B.J. Deleon, B. Monica, H. Karla, J.(2006). Mental Practice and Motor Learning of a Functional Motor Task in Older Adults a Pilot Study, Physical & Occupational Therapy in Geriatrics:

 24(3): 63-68

 

Porretta,DL. Surburg,PR.(1995). imagery and physical practice in the acquisition of gross motor timing of coincidence by adolescents with mild mental retardation ,Perceptual and  motor skills ,80 (3 , 2):1171-1183.

 

 Romero ,Kelly ,silvestri,lynette(1990).The role of mental practice in the acquisition and performance of motor skills, journal of instructional psychology,vol17,issue4

 

Surburg, PR. (1995). Use of imagery practice for improving a motor skill, adopted physical activity quarterly, 12: 217-227.

 

 

 Vanlierde,A. Wanet,D.Marie,C.(2005). The journal of Visual impairment & blindness,vol.99,issue 3

 

Weinberg, RS.Gouid, D. (2003). Foundations of sport and exercise psychology, Third Edition, Human Kinetic.

 

Zhang, L. Ma,Q.Terry,O. Louise, Z.(1992),The effect of Mental –Imagery training on performance Enhancement With 7-10-Year old children, the sport psychology ,6,230-241

 

 

 

 

 

 

The effect of mental practice training on motor skills

 

 Achievement of blind students

 

GH.A.Afrooz,Ph.D.*

A.Yousefi,M.A.**

R.Rostami,Ph.D.

R.Hemayat Talab,Ph.D.

Y.Shafie Fard,M.A.

L.Khajepour

 

The aim of this study was to investigate the effect of mental practice training on motor skills achievement of blind student .the statistical society included all of the boy students in grade 2 of blind guidance schools in Tehran in 1385-86.the sample consisted of 20 students with random sampling method were chosen. This study was experimental with control group and random assignment. The instruments were Lincoln ozeretski motor scale and vividness of movement imagery questionnaire (VMIQ).  The training lasted eighteen 30-minutes session along 6 weeks and a follow-up test was carried out after one month. For analysis, descriptive and inferential statistical (analysis of variance with repeated measures) were used.

The results showed that:

  1. The students who had received mental practice training gained significantly higher scores in motor skills than those with no training.
  2. After one month, the trained group had a significantly better performance than those with no training.
  3. Those with mental practice training gained significantly better scores in motor imagery than those with no training.

 

Key wordsMental practice-Motor skill-Blind-Motor imagery      

 


*professor of psychology and education, university of Tehran  

**M.A.in psychology   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط یوسفی در 21:35 |  لینک ثابت   •